برو بالا

تایپوگرافی چیست ؟

من فکر می‌کنم تعریفی که ما از تایپوگرافی در ایران می‌توانیم ارائه کنیم، با کشورهای دیگر کمی متفاوت است. در کشورهای غربی به کاری تایپوگرافی اطلاق می‌شود که فقط از حروف تایپی در آن اثر گرافیگی استفاده شده باشد، اما در ایران، خصوصاً در چند سال اخیر، که بحث «تایپوگرافی» بیشتر مورد توجه طراحان قرار گرفته و آثار زیادی را با این ذهنیت شاهد هستیم، می‌بینیم که نمی‌توانیم تعریف ایرانی به آن صورت از آن ارائه کنیم.
در نمایشگاه‌های مختلف تایپوگرافی شاهد قرار گرفتن انواع کارها در کنار هم، برای به وجود آمدن اثر «تایپوگرافی» هستیم، مانند: حروف تایپی، حروف طراحی‌شده با دست، کارگرافی (خوشنویسی و انواع آن) و … در کنار تصویر (تصویرسازی، عکس و…) که همه‌ی این‌ها در کشورهای صاحب‌سبک، تعاریف خاص خودشان را دارند، ولی شاید بتوان از این کارها به تعریفی تقریبی از اصطلاح «تایپوگرافی ایرانی» برسیم.
اگر به تعریف غربی توجه کنیم، برای خود من این سئوال مطرح می‌شود که آثار خوشنویسی، با آن ترکیب‌بندی‌ها و انواع خود، حالا که با نرم‌افزار به فونت تبدیل شده، آیا می‌تواند «تایپوگرافی» باشد؟
با این فرض، آن تعریف خاص در فضای تایپوگرافی ایران، دیگر پاسخگو نیست. ما به مجموعه‌کارهایی می‌توانیم «تایپوگرافی» بگوییم که در آن‌ها، از نوشته استفاده کنیم و نوشته یا حروف در آن آثار حرف اول را بزند، و اگر شکل یا فرمی در کنار نوشته قرار بگیرد، شکل یا فرم نقش تکمیلی و یا چاشنی داشته باشد و با طراحی آن عنوان با توجه به حس و حال موضوع مفهوم را برسانیم. یعنی در واقع صِرف استفاده از «فونت» برای عنوان اثر نمی‌تواند یک اثر را تایپوگرافی کند، بلکه باید با یک بیان گرافیکی مانند طراحی حروف، ترکیب‌بندی خطی و دفرماسیون‌ها، خوشنویسی و… در جهت القای مفهوم اثر این اتفاق رخ دهد.

منظور شما این است که یک کار تصویری روی حروف صورت بگیرد؟
کار تصویری یعنی چه؟

یعنی حروف از ماهیت «فونت» بودنِ خود خارج شوند و ارزش بصری و گرافیکی پیدا کنند.
البته، می‌تواند از حالت فونت هم خارج نشود، اما آن پیام و مفهوم را برساند؛ به شرط آن که از یک ترکیب‌بندیِ هرچند ساده بهره ببرد. مانند طراحی یک پوستر با یک مفهوم «ایرانی» که در آن از خطوط نستعلیق استفاده شده که نیاز به دفرم کردن حروف هم نباشد و ما آن را در کنار آثار تایپوگرافی به حساب آوریم.
ولی شخصا بر این باورم که کار تایپوگرافی یعنی این که موضوعِ سفارش شما، به جای این که با تصویر و عناصر تصویری به مفهوم برسد، با ایده‌ی نوشتاری صورت بگیرد که حالا انواع فونت‌ها و حروفِ مختلف می‌توانند این کار را به عهده بگیرند. در واقع، ایده و اجرای شما، مانند به کار بردن انواع تکنیک‌ها و ماتریال‌ها و… می‌توانند این جایگاه را داشته باشند تا یک اثر تصویری با حروف و با ارزش گرافیکی به وجود آید. در واقع حس و حال موضوع (ایده) را در قالب خطوط برای شما به وجود می‌آورند. برای مثال، در دو نمایشگاه تایپوگرافی اخیر که توسط «رنگ پنجم» شاهد آن بودیم (یکی «بوف کور» و دیگری «مولوی») دنیای کارهایی که برای مولوی کار شده بود با نمایشگاه «بوف کور» بسیار متفاوت بود.
در نمایشگاه «مولوی»، خطوط سنتی و حال و هوای عرفان فارسی و ایرانی در آثار نمایان بود، در حالی که در نمایشگاه «بوف کور» فضا کمی مدرن‌تر و امروزی‌تر بود. این تغییرات که کارهای موفقی هم به همراه داشت، در هماهنگی حروف با فضا و حال و هوای شخصیت مولوی کاملا عیان بود.

این اثر تایپوگرافی اگر قرار باشد به عنوان «تیتر» یا سرخط پوستر به کار رود، در خواندن و کارکرد اطلاع‌رسانی کار اثر نمی‌گذارد؟

طبیعتاً در جایی که عنوان پوستر یا عنوان کتاب و جلد کتاب است باید خوانده هم بشود و اعتقاد دارم چیزی که «عنوان» باشد، باید خوانده هم بشود؛ ولی در جاهایی- به غیر از چیزهایی که باید خوانده شود – شاید با اجتماعی از حروف، بخواهیم مفهوم را القا کنیم که در اینجا ممکن است حروف خوانده هم نشود و اتفاقاً در این‌جاست که حروف، دیگر ارزش تصویری و تزیینی دارند و شما از حروف به گونه‌ای دیگر استفاده کرده‌اید؛ یعنی استفاده‌ی فرمی و تصویری. این‌جا تقریباً مرز «تایپوگرافی ایرانی» است با تعریفِ غربی آن.
گفتید که قرار گرفتن تایپ و فونت در کنار یک تصویر، یا اِلِمان تصویری برای به وجود آوردن یک ترکیب‌بندی هم می‌تواند یک اثر تایپوگرافی باشد؛ با این وصف، کارهایی مانند لی‌آوت و صفحه‌آرایی (مجلات یا کتاب…) هم می‌توانند یک اثر تایپوگرافی را به وجود آورند؟
بله. به نظر من می‌تواند و حتی پیش می‌آید که گاهی یک کار صرفِ تایپوگرافی می‌خواهیم انجام دهیم، در نتیجه فرم و تصویری وجود ندارد و موضوع قرار است که فقط با نوشته و حروف به وجود آید؛ نوشته‌ای که نهایتاً به فرم تبدیل می‌شود. اما در مورد کتاب کمی فرق می‌کند. در واقع این اتفاق را ما در نمایشگاه‌ها می‌بینیم. وقتی موضوع صرفاً تایپوگرافی است، طبیعتاً باید تصویر- اگر به کار برده شود- نقش مکمل را بازی کند و تصویر در بطن و پس‌زمینه‌ی کار، خودش را نشان دهد، چرا که عمده کار تایپوگرافی است.

در گذشته که حروف ماشینی وجود نداشت، برای «عنوان» آثار معمولا حروف خاصی طراحی می‌شد که عموماً با مفهوم هم مطابقت داشت. با این توصیف، می‌شود یک ریشه‌ی قدیمی برای آن قائل شد؟

صددرصد. ببینید، کلاً حروف تایپی فطرت گرافیکی دارند و یک گرافیست وقتی که کار می‌کند، خصلت‌های گرافیکی حروف، او را تحت تاثیر قرار می‌دهد و حتما به عنوان یک فرم گرافیکی هم به آن نگاه می‌کند که ما در آثار قدیمی و طراحان پیشین مانند مرحوم ممیز، آقای شیوا، ابراهیم حقیقی، آقای بریرانی و دیگران دیده‌ایم.

شما فکر می‌کنید که این سیر تکاملی، مسیر درستی را طی می‌کند؟

بله؛ البته این مقوله ریشه‌ و خاستگاه غربی دارد، ولی طراحان در این‌جا به نحو خوبی به آن پرداخته‌اند و البته، پیشینه و زمینه‌ی خوب طراحی حروف هم که از قدیم در ایران بوده، کاملاً متأثر شده و ما حتی قسمتی از آن را مرهون زحمات اساتید خوشنویس‌مان هستیم، و الان شاهدیم که خیلی مورد توجه قرار گرفته و وقتی به این صورت مورد توجه قرار می‌گیرد، باعث می‌شود که ذهن‌ها به سمت آن معطوف شود و آثار بیش‌تری خلق شود، و در نتیجه ارزش آن نیز بالا می‌رود.

شما فکر نمی‌کنید که محدودیت‌های تصویری و ضعف طراحی باعث شده که بیش‌تر مورد توجه قرار گیرد؟

خیر؛ من به این معتقد نیستم و حتی برعکس فکر می‌کنم. یعنی اگر شما بخواهید یک سفارش صرفِ تایپوگرافی انجام بدهید، باید توانایی طراحی قوی داشته باشید، چرا که «تصویر» خیلی راحت‌تر مفهوم را می‌‌رساند، ولی تایپ و حروف باید با یک طراحی قوی بتواند احیاناً مفهومی را نشان بدهد.

تایپو گرافی چه تفاوتی با طراحی حروف دارد. آیا کسی که طراحی حروف می‌کند، می‌تواند مدعی کار تایپوگرافی باشد؟

ببینید، همه‌ی هنرهای امروزی اصطلاحاً در یک جایی با هم «فید» می‌شوند. یعنی با هم در ارتباط‌اند و نقطه‌های مشترک دارند، و این خصلتِ هنرهای نوین است، چرا که مرزها حد روشن و مشخصی تقریباً ندارند. یعنی در یک نقطه‌ای متوجه می‌شوی که با یک سینماگر خصلت‌های مشترکی داری و این به خاطر این است که شرایط هنری در دنیا در حال تغییر است. ولی خوب یک طراح حروف بر اساس یک کاراکتر مشخص و برای بیان یک مفهوم کار می‌کند که چون با حروف سروکار دارد می‌تواند مدعی آن باشد و همچنین در جایی که تایپوگرافی نیاز به طراحی یک فونت دارد، در واقع طراحی حروف صورت می‌گیرد و در واقع، این تعاریف است که باعث می‌شود این هنرها به هم نزدیک شوند.

اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم، مجموعه‌کارهای خوش‌نویسی، طراحی حروف و حتی لی‌آوت را هم می‌توانیم جزو آثار تایپوگرافی بدانیم.

بله به شرط آن که همه‌ی آن‌ها یک خروجی داشته باشند و در نهایت، یک اثر گرافیکی باشد.

آیا تایپوگرافی می‌تواند به عنوان یک واحد درسی مستقل در دانشکده‌های هنری تدریس شود؟

شاید بهتر باشد که در واحدهای درسی دانشگاه‌ها، تجدیدنظری صورت بگیرد، چون این دروسی که در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود، خیلی سال پیش تدوین شده است. با این تکنولوژی که همه به آن دسترسی دارند، شاید بهتر باشد که خیلی از واحدهای درسی حذف و به جای آن واحدهای دیگری اضافه شود و این نکته فقط برای رشته‌های هنری نیست، بلکه علوم دیگر هم به چنین تجدیدنظری نیاز دارند.
آیا ضعف استاد نداریم؟
خیر؛ فکر نمی‌کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × 3 =

پکیج ماه صفر و شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها
پکیج ویژه طراحان و گرافیستها
پکیج ویژه مجموعه طرحهای ولادت و شهادت امام رضا علیه السلام
مجموعه فایل لایه باز ملی و مذهبی
مجموعه شاتر استوک 2013
مجموعه قالبهای سایت لایه باز
پکیج ویژه فایل های لایه باز ملی و مذهبی
لوگو لایه باز ایرانی و خارجی